باهمآد " برابري، آزادي و رهايي "

مبارزه علیه دیکتاتوری بومی، بدون وابستگی به بیگانه

نوام چامسکی، زبان‌شناس و فیلسوف شهیر امریکایی که پیش از این نیز به همراه تنی چند از روشنفکران و دانشگاهیان پرآوازه‌ی جهان در نامه‌ای از جنبش مردم ایران حمایت کرده بود، دیروز هم طبق وعده‌ی قبلی، به میان ایرانیانی که در نیویورک و در مقابل سازمان ملل متحد اعتصاب غذا کرده‌اند، پیوست تا بار دیگر خود را با آنان که در رنج‌اند، یک‌صدا کند.
نوام چامسکی نام آشنایی است. اندیشمندی که مردم ایران او را بیشتر به دلیل مخالفت‌های سرسختانه‌اش با دخالت نظامی امریکا در افغانستان و عراق و دفاعش از مردم بی‌دفاع غزه در جنگ اخیر می‌شناسند. در میان برجسته‌ترین چهره‌های امریکا، او از جدی‌ترین منتقدین سیاست‌های شبه استعماری امریکا بوده است. درباره اهمیت چامسکی در حوزه‌ی نظریه و عمل چندان نیازی به توضیح نیست، همین بس که نظریه‌ی «دستور زایشی- گشتاری» او باعث انقلابی در زبان‌شناسی شد. نوام چامسکی در میان روشنفکرانی که به عمل و بودن در میان مردم باور دارند و بین روشنفکران ضد جنگ و جنبش‌های ضد اقتدار سرمایه‌داری، نام آشنایی است.
من اما در این میان در فکر اینم که آیا این بار هم صدا و سیمای جمهوری اسلامی می‌کوشد این تصویر را از انظار دور کند؟ چگونه از دل این نشست‌ها و دید و بازدیدها می‌خواهد یک شوی سیاه راه بیندازد؟ با چامسکی چه خواهد کرد؟ او که چهره‌اش در جنگ غزه همه‌جا حضور داشت و همه به نگاه ضد اسعماری‌اش در جهان باور دارند. این رفتار دوگانه رسانه‌ای تا کجا می‌تواند برود؟
دیروز اما آمدن چامسکی و شوق و حرارت مردم در استقبال از او، آتش جدیدی بود بر دل این جنبش سبز. این روزها ایرانیان نه تنها چشم جهانیان را، که چشمهای خودشان را هم خیره کرده‌اند. استقبال دیروز ایرانیان از نوام چامسکی، خود نشانه‌ای است از اهمیت فلسفه و فرهنگ در میان حامیان این جنبش. خوشبختانه برای این استقبال، معیارهای مقایسه‌ای ساده‌ای در دست است. ستاره‌ی بلامنازع پاپ ایرانی، گوگوش، پیش‌تر حتی نیمی از توجه نوام چامسکی را هم به خود جلب نکرده بود.
دیروز هوا بارانی بود. چامسکی اما آمد و زیر چتر دموکراسی‌خواهی ایرانیان، در کنار دو روشنفکر برجسته‌ی ایرانی، رضا براهنی و حمید دباشی، نشست و حرکت مردم ایران را نقطه‌ی آغازی برای دیگر حرکت‌هایی دانست که در جهان اتفاق می‌افتد. اکبر گنجی، میزبان اصلی مراسم، از براهنی خواست که چامسکی را در چند جمله معرفی کند و از دباشی خواست تا حرف‌های چامسکی را برای فارسی‌زبانان حاضر در جلسه ترجمه کند. چامسکی گل سرخی در دست داشت و گل سینه‌ی سبزی که رویش به فارسی نوشته شده بود: «اتحاد برای ایران».
رضا براهنی به زبان انگلیسی و با این جمله آغاز کرد که چامسکی همواره دوست مردمان در رنج در تمام جهان بوده است. این برای ما (ایرانیان) هم شامل کسانی می شود که در رژیم سابق مورد ستم بودند و هم آنها که امروز توسط این رژیم مورد ستم هستند. او ادامه داد که مفتخرم به شاگردی و دوستی با نوام چامسکی، و به این اشاره کرد که در کنار آموختن از او در حوزه‌های فرهنگ، زبان‌شناسی و فلسفه، او همزمان از جمله کسانی بوده است که همراه با دو یا سه نسل و در تمام کشورهای جهان علیه اختناق جنگیده است. براهنی ادامه داد: به یاد می‌آورم زمانی را که از زندان شاه بیرون آمده بودم و همسرم نامه‌ای به دستم داد و چه خوشنود شدم از اینکه دیدم چامسکی در آن نامه، نامم را مورد توجه و خطاب قرار داده بود و امروز هم مفتخر و خشنودم که پس از سی سال در اینجا دوباره او را می‌بینم؛ هرچند در تمام این مدت بر سر مسائل مختلفی همواره با هم در تماس بوده‌ایم. او سپس چامسکی را دعوت به سخنرانی کرد و از او خواست تا ما را از دانش خود درباره چگونگی مواجهه با رژیم‌های استبدادی بهره‌مند سازد.
چامسکی کوتاه سخن گفت و موجز. او به همکاری‌اش با براهنی اشاره کرد و اینکه چطور پیش‌ترها و سال‌ها پیش در جمع‌های مشابهی شرکت می‌کردند. او به پارچه‌ی پشت سرش که نام زندانیان و جان‌باختگان بعد از انتخابات بر آن نقش بسته بود، اشاره کرد و گفت: امروز فقط این نامها عوض شده است، ولی واقعیت هنوز همان است که بود.
او مساله‌ی اصلی را که ایرانیان به جهان نشان می‌دهند، مبارزه‌ی ظریف آنها دانست که از یک سو مبارزه‌ای است علیه دیکتاتوری بومی و از سوی دیگر آنها آبی به آسیاب بیگانه نمی‌ریزند. او گفت: مردم مبارزه خواهند کرد و مبارزه‌ی آنها اشعه‌ی امیدی خواهد بود برای مردم جهان تا از آنان پند بگیرند. او همچنین به سابقه‌ی آزارهای دولت امریکا به مردم امریکا اشاره کرد. او که همواره از منتقدین اصلی سیاست خارجی امریکا در جهان بوده است، این بار نیز هشدار داد که دولت امریکا حق بهره‌برداری از این آب گل‌آلود را ندارد و این نقطه‌ی آغازین حرکتی است برای دیگر حرکت‌های مشابه در جهان.
بعد از پرسش و پاسخی کوتاه، چامسکی طوماری را که خطاب به «بان‌کی‌مون» دبیرکل سازمان ملل متحد نوشته شده، با رنگ سبز امضا کرد و در میان جمعیتی که برای گرفتن عکس و امضا او را محاصره کرده بودند، با مشایعت گنجی از در بیرون رفت و برای حضار دست تکان داد و خداحافظی کرد. شور و شوق ناشی از آمدن چامسکی اما تا عصر در دل همه ماند و ایرانیان ساکن نیویورک را واداشت تا زیر باران سنگین بمانند و با خواندن سرودهای «یار دبستانی»، «ای ایران» و «سر اومد زمستون»، با هموطنانشان در ایران اعلام همبستگی کنند.
بی‌تردید حضور چامسکی در میان ایرانیان بی‌شک غنیمتی گرانبهاست برای جنبش سبز.

0 نظرات:

» نظر شما؟