روز بیست و پنجم جولای (سوم مردادماه) را فعالان حقوق بشر به طور هماهنگ، «روز جهانی اقدام برای حقوق بشر در ایران» اعلام کرده بودند که در پاریس و دهها شهر دیگر با ابراز همبستگی جهانی با جنبش حقوق شهروندی مردم در ایران و رعایت حقوق بشر در آن کشور، دست به تظاهرات بزنند.
به همین جهت ایرانیان و فرانسویان آزادیخواه برای ابراز همبستگی خود با مردم ایران، از ساعت پنج بعد از ظهر روز شنبه به وقت پاریس در مکانی سمبلیک یعنی «میدان آزادیها و حقوق بشر» روبهروی برج ایفل گرد آمدند.
به دنبال این تظاهرات که ۹ سازمان جهانی حقوق بشر، از جمله سازمان عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر، سازمان گزارشگران بدون مرز، کمپین حقوق بشر در ایران و فدراسیون جهانی حقوق بشر برای آن فراخوان داده بودند، از ساعت ۱۹ به وقت پاریس، تومار جنبش سبز آزادی ایران به طول تقریبی دو کیلومتر، با دهها هزار امضا از میدان آزادیها و حقوق بشر روی دست صدها نفر با عبور از زیر برج ایفل تا رسیدن به «دیوار صلح» به حرکت در آمد.
سازماندهندگان این حرکت از کسانی که امضا جمع میکنند، خواسته بودند از پارچههایی به عرض ۹۰ سانتیمتر استفاده کنند و هر امضا در فضایی به عرض و ارتفاع ۱۰ سانتیمتر زده شود. اگر این معیارها به دقت رعایت شده باشند، این تومار دو کیلومتری حاوی ۱۸۰ هزار امضا خواهد بود.
این تومار که تکههای آن در ۱۹۰ شهر دنیا آماده و به اشکال و سلیقههای مختلف تزیین شده، روی تکه تکهی آن نوشته شده است: «محمود احمدینژاد رییسجمهور منتخب ایران نیست.»
آمادهسازی تومار «احمدینژاد رییسجمهور ایران نیست» در پاریس
ایجاد تومار سبز، پیشنهاد علی تهرانی، متخصص علوم کامپیوتر در کانادا بود که با استقبال باور نکردنی ایرانیان در سراسر جهان مواجه شد. سپس تومارهای امضاشده به سوی پاریس سرازیر شد. از آن پس داوطلبان ایرانی در این شهر و فعالان «رأی من کجاست؟» به کاری شبانهروزی، برای دوختن و متصل کردن صدها تکه تومار رسیده، دست زدند تا شنبهشب در پاریس و زیر برج ایفل به نمایش درآید.
جمعهشب برای تهیهی گزارشی از فعالیت پرشور و شبانهروزی این ایرانیان که بیشترشان خانمهای ایرانی هستند، به هتلی رفتم که متعلق به یک ایرانی است و سالن بزرگ آن پر از پارچههای سبزی بود که همچنان گروهی آنها را به هم میدوزند؛ گروه دیگری بسته بندی میکنند و گروه سوم انجام آخرین کنترلها را بر عهده دارند. در حالی که صدای چرخهای خیاطی همچنان شنیده میشود.
نازیلا یکی از ایرانیان حاضر در این حرکت است. او به زمانه میگوید:
آمادهسازی تومار «احمدینژاد رییسجمهور ایران نیست» در پاریس
روز دوشنبه جعبهها از سراسر دنیا رسید. وقتی آنها را باز کردیم، آتلیه شده بود سراسر پارچههای سبز و رنگ سبز. به ما تجسم فصل بهار را داد و «سراومد زمستون، شکفته بهارون» را ما در این پنج روز واقعاً زندگی کردیم.
پیشبینی میکنید که طول این تومارهای سبز چه قدر بشود؟
باید حدود دو کیلومتر میبود. منتها صد تا دویست متر کم آوردیم. به خاطر این که در بعضی از شهرها، برای امضا کردن مشکل داشتند. مثلاً در دبی، پلیس مردم را بازداشت میکرده؛ بعد هم نمیگذاشتند بسته از دبی خارج شود. اما به هر حال توانستند یک بستهی کوچک از دبی به ما برسانند.
از هندوستان موفق شدند بسته را پست کنند؛ ولی وقتی در ادارهی پست بسته را باز کردند و متوجه شدند که تومار امضا شده است، آن را ضبط کردند.
در نتیجهی یک سری از کشورها نتوانستند پارچه را برای ما بفرستند. ولی بدانند روحشان در این پارچهها هست. فرقی نمیکند کجا آن را امضا کرده باشند.
از ایران هم این امضاها آمده است. منتها با ایمیل فرستادند که آنها را اسکن کردیم. هر کشوری مأموریت اسکن امضاهای ایمیلی را بر عهده گرفت. خیلیها هم از اقوام نزدیک خواستند آنها را اسکن کنند و روی پارچهها چاپ کنند.
چون پارچهها خیلی زیاد شد و به حدود دو کیلومتر رسید، برای زیر برج ایفل اجازه گرفتیم که بعد از مراسم حقوق بشر که توسط خانم شیرین عبادی سازماندهی شده است، مردم به سمت برج ایفل که نماد جهانی است، میآیند و چون پاریس، یا بهتر است بگویم فرانسه، نماد آزادی، دموکراسی و جمهوری است، اینجا را انتخاب کردند و از سراسر دنیا این افتخار را به ما دادند که این پارچهها را بتوانیم آنجا نمایش بدهیم.
پشت پارچهها به هم دوخته شد؛ چهارمتر به چهارمتر برای هر پارچه از پشت جیب زده شد. در این جیبها، چوبهای دو متری فرو میرود. چهارصد تا پانصد نفر این چوبها را نگاه میدارند و دو ساعت نمایش داده میشود.
در هر شهری، اول تومار به زبان فارسی و انگلیسی نوشته شده است: «احمدینژاد، رییس جمهور منتخب ملت ایران نیست.» در هر کشوری به زبان محلی آنجا هم همین متن نوشته شده است.
خیلی از غیر ایرانیها هم با زبان خودشان امضا کردهاند. مثلاً ژاپنیها را داریم که به زبان خودشان امضا کردهاند. مردمی هم که نتوانستهاند در کشور خودشان این کار را بکنند، از خانواده و دوستانشان خواستند برایشان امضا کنند. مثلاً ارامنهی ارمنستان از خانوادههایشان در امریکا خواستند که به جای آنها امضا کنند.
در تماسهای روزانه هم که با ایران داشتیم، خیلی از آنها میخواستند که به جایشان برویم و امضا کنیم. ما هم امضا میکردیم؛ عکس میگرفتیم و برایشان ایمیل میکردیم که ببینند امضا کردهایم.
میبینم که در محیطی که همه هستند، دارید تلاش میکنید این تومارها را به هم وصل کنید. چه احساسی دارید؟
احساس همبستگی با تمام مردم ایران. این حداقل کاری است که برای مردم ایران، با آن همه خونی که دارند میدهند، باید انجام دهیم. برای این که به آنها بگوییم با شما هستیم و فقط صدای شما هستیم که بتوانیم صدایتان را که معمولاً بریده میشود و نمیگذارند به جایی برسد، برسانیم. خارج از آنچیزی که شما میگویید، حرفی نمیزنیم. چون شما هستید که دارید میسوزید؛ زجر میکشید؛ زندانی میدهید؛ کشته میدهید. این حداقل کاری است که از ما برمیآید.
فکر میکنید تلاشهایی که در تمام کشورهای جهان، توسط ایرانیها و حتی غیر ایرانیهایی که به فکر ایران هستند، صورت میگیرد، چه تأثیری در جنبشی که در ایران شروع شده است، بگذارد؟
باید بگویم که امیدواریم؛ فقط و فقط امیدواریم که تأثیر داشته باشد. صدای ما و صدای ایرانیها در داخل ایران شنیده شود و این خونریزیها، دستگیریها و وحشیگریها که اصلا شایستهی ایرانی نیست، تمام شود.
خیلی خوشحالم از این که جنبش مردم ایران، علاوه بر این که حرکت بسیار عظیمی است، در عین حال حرکتی مسالمتآمیز است. یکی از سوالهایی که خبرنگارها از من میپرسند، این است که چرا گل پخش میکنیم؟ به آنها میگویم ما همانهایی هستیم که میگفتید «شما آدمهای خطرناکی هستید؛ مملکت شما خطرناک است؛ ایرانیها خطرناکند.» اما شما کدام ملتی را دیدهاید که اینگونه مسالمتآمیز حرکت کند؟ خون بدهد، ولی به دنبال مبارزهی مسالمتآمیز باشد؟
گفت و گوی کوتاهی هم با خانم جوانی که چند شعار هم روی لباس خود چسبانده است، انجام دادم. از او که در پاریس، دانشجو است، پرسیدم آیا این روزها برایش روزهایی فراموشنشدنی است؟
دقیقاً به خاطر این که هیچ وقت فکر نمیکردم روزی درگیر چنین مسائلی شوم. الان احساس میکنم این اتفاق که شاید اولش سوگ بود، دیگر سوگ نیست؛ شروع یک حرکت است. شروعی است که شاید ما را به جای خیلی بهتری برساند. برای این که احساس میکنم همهی ما از یک خمودگی بیدار شدیم. امضاهای همین تومار «احمدینژاد رییسجمهور ایران نیست» که الان داریم آماده میکنیم، در زمانی نزدیک به سه روز جمع شده است.
به همین جهت ایرانیان و فرانسویان آزادیخواه برای ابراز همبستگی خود با مردم ایران، از ساعت پنج بعد از ظهر روز شنبه به وقت پاریس در مکانی سمبلیک یعنی «میدان آزادیها و حقوق بشر» روبهروی برج ایفل گرد آمدند.
به دنبال این تظاهرات که ۹ سازمان جهانی حقوق بشر، از جمله سازمان عفو بینالملل، دیدهبان حقوق بشر، سازمان گزارشگران بدون مرز، کمپین حقوق بشر در ایران و فدراسیون جهانی حقوق بشر برای آن فراخوان داده بودند، از ساعت ۱۹ به وقت پاریس، تومار جنبش سبز آزادی ایران به طول تقریبی دو کیلومتر، با دهها هزار امضا از میدان آزادیها و حقوق بشر روی دست صدها نفر با عبور از زیر برج ایفل تا رسیدن به «دیوار صلح» به حرکت در آمد.
سازماندهندگان این حرکت از کسانی که امضا جمع میکنند، خواسته بودند از پارچههایی به عرض ۹۰ سانتیمتر استفاده کنند و هر امضا در فضایی به عرض و ارتفاع ۱۰ سانتیمتر زده شود. اگر این معیارها به دقت رعایت شده باشند، این تومار دو کیلومتری حاوی ۱۸۰ هزار امضا خواهد بود.
این تومار که تکههای آن در ۱۹۰ شهر دنیا آماده و به اشکال و سلیقههای مختلف تزیین شده، روی تکه تکهی آن نوشته شده است: «محمود احمدینژاد رییسجمهور منتخب ایران نیست.»
آمادهسازی تومار «احمدینژاد رییسجمهور ایران نیست» در پاریس
ایجاد تومار سبز، پیشنهاد علی تهرانی، متخصص علوم کامپیوتر در کانادا بود که با استقبال باور نکردنی ایرانیان در سراسر جهان مواجه شد. سپس تومارهای امضاشده به سوی پاریس سرازیر شد. از آن پس داوطلبان ایرانی در این شهر و فعالان «رأی من کجاست؟» به کاری شبانهروزی، برای دوختن و متصل کردن صدها تکه تومار رسیده، دست زدند تا شنبهشب در پاریس و زیر برج ایفل به نمایش درآید.
جمعهشب برای تهیهی گزارشی از فعالیت پرشور و شبانهروزی این ایرانیان که بیشترشان خانمهای ایرانی هستند، به هتلی رفتم که متعلق به یک ایرانی است و سالن بزرگ آن پر از پارچههای سبزی بود که همچنان گروهی آنها را به هم میدوزند؛ گروه دیگری بسته بندی میکنند و گروه سوم انجام آخرین کنترلها را بر عهده دارند. در حالی که صدای چرخهای خیاطی همچنان شنیده میشود.
نازیلا یکی از ایرانیان حاضر در این حرکت است. او به زمانه میگوید:
آمادهسازی تومار «احمدینژاد رییسجمهور ایران نیست» در پاریس
روز دوشنبه جعبهها از سراسر دنیا رسید. وقتی آنها را باز کردیم، آتلیه شده بود سراسر پارچههای سبز و رنگ سبز. به ما تجسم فصل بهار را داد و «سراومد زمستون، شکفته بهارون» را ما در این پنج روز واقعاً زندگی کردیم.
پیشبینی میکنید که طول این تومارهای سبز چه قدر بشود؟
باید حدود دو کیلومتر میبود. منتها صد تا دویست متر کم آوردیم. به خاطر این که در بعضی از شهرها، برای امضا کردن مشکل داشتند. مثلاً در دبی، پلیس مردم را بازداشت میکرده؛ بعد هم نمیگذاشتند بسته از دبی خارج شود. اما به هر حال توانستند یک بستهی کوچک از دبی به ما برسانند.
از هندوستان موفق شدند بسته را پست کنند؛ ولی وقتی در ادارهی پست بسته را باز کردند و متوجه شدند که تومار امضا شده است، آن را ضبط کردند.
در نتیجهی یک سری از کشورها نتوانستند پارچه را برای ما بفرستند. ولی بدانند روحشان در این پارچهها هست. فرقی نمیکند کجا آن را امضا کرده باشند.
از ایران هم این امضاها آمده است. منتها با ایمیل فرستادند که آنها را اسکن کردیم. هر کشوری مأموریت اسکن امضاهای ایمیلی را بر عهده گرفت. خیلیها هم از اقوام نزدیک خواستند آنها را اسکن کنند و روی پارچهها چاپ کنند.
چون پارچهها خیلی زیاد شد و به حدود دو کیلومتر رسید، برای زیر برج ایفل اجازه گرفتیم که بعد از مراسم حقوق بشر که توسط خانم شیرین عبادی سازماندهی شده است، مردم به سمت برج ایفل که نماد جهانی است، میآیند و چون پاریس، یا بهتر است بگویم فرانسه، نماد آزادی، دموکراسی و جمهوری است، اینجا را انتخاب کردند و از سراسر دنیا این افتخار را به ما دادند که این پارچهها را بتوانیم آنجا نمایش بدهیم.
پشت پارچهها به هم دوخته شد؛ چهارمتر به چهارمتر برای هر پارچه از پشت جیب زده شد. در این جیبها، چوبهای دو متری فرو میرود. چهارصد تا پانصد نفر این چوبها را نگاه میدارند و دو ساعت نمایش داده میشود.
در هر شهری، اول تومار به زبان فارسی و انگلیسی نوشته شده است: «احمدینژاد، رییس جمهور منتخب ملت ایران نیست.» در هر کشوری به زبان محلی آنجا هم همین متن نوشته شده است.
خیلی از غیر ایرانیها هم با زبان خودشان امضا کردهاند. مثلاً ژاپنیها را داریم که به زبان خودشان امضا کردهاند. مردمی هم که نتوانستهاند در کشور خودشان این کار را بکنند، از خانواده و دوستانشان خواستند برایشان امضا کنند. مثلاً ارامنهی ارمنستان از خانوادههایشان در امریکا خواستند که به جای آنها امضا کنند.
در تماسهای روزانه هم که با ایران داشتیم، خیلی از آنها میخواستند که به جایشان برویم و امضا کنیم. ما هم امضا میکردیم؛ عکس میگرفتیم و برایشان ایمیل میکردیم که ببینند امضا کردهایم.
میبینم که در محیطی که همه هستند، دارید تلاش میکنید این تومارها را به هم وصل کنید. چه احساسی دارید؟
احساس همبستگی با تمام مردم ایران. این حداقل کاری است که برای مردم ایران، با آن همه خونی که دارند میدهند، باید انجام دهیم. برای این که به آنها بگوییم با شما هستیم و فقط صدای شما هستیم که بتوانیم صدایتان را که معمولاً بریده میشود و نمیگذارند به جایی برسد، برسانیم. خارج از آنچیزی که شما میگویید، حرفی نمیزنیم. چون شما هستید که دارید میسوزید؛ زجر میکشید؛ زندانی میدهید؛ کشته میدهید. این حداقل کاری است که از ما برمیآید.
فکر میکنید تلاشهایی که در تمام کشورهای جهان، توسط ایرانیها و حتی غیر ایرانیهایی که به فکر ایران هستند، صورت میگیرد، چه تأثیری در جنبشی که در ایران شروع شده است، بگذارد؟
باید بگویم که امیدواریم؛ فقط و فقط امیدواریم که تأثیر داشته باشد. صدای ما و صدای ایرانیها در داخل ایران شنیده شود و این خونریزیها، دستگیریها و وحشیگریها که اصلا شایستهی ایرانی نیست، تمام شود.
خیلی خوشحالم از این که جنبش مردم ایران، علاوه بر این که حرکت بسیار عظیمی است، در عین حال حرکتی مسالمتآمیز است. یکی از سوالهایی که خبرنگارها از من میپرسند، این است که چرا گل پخش میکنیم؟ به آنها میگویم ما همانهایی هستیم که میگفتید «شما آدمهای خطرناکی هستید؛ مملکت شما خطرناک است؛ ایرانیها خطرناکند.» اما شما کدام ملتی را دیدهاید که اینگونه مسالمتآمیز حرکت کند؟ خون بدهد، ولی به دنبال مبارزهی مسالمتآمیز باشد؟
گفت و گوی کوتاهی هم با خانم جوانی که چند شعار هم روی لباس خود چسبانده است، انجام دادم. از او که در پاریس، دانشجو است، پرسیدم آیا این روزها برایش روزهایی فراموشنشدنی است؟
دقیقاً به خاطر این که هیچ وقت فکر نمیکردم روزی درگیر چنین مسائلی شوم. الان احساس میکنم این اتفاق که شاید اولش سوگ بود، دیگر سوگ نیست؛ شروع یک حرکت است. شروعی است که شاید ما را به جای خیلی بهتری برساند. برای این که احساس میکنم همهی ما از یک خمودگی بیدار شدیم. امضاهای همین تومار «احمدینژاد رییسجمهور ایران نیست» که الان داریم آماده میکنیم، در زمانی نزدیک به سه روز جمع شده است.

0 نظرات:
» نظر شما؟