از روزهای اول هفتهی گذشته که اعلام شد نماز جمعهی این هفته را اکبر هاشمی رفسنجانی، رییس مجمع تشخیص مصلحت نظام، امامت میکند، زمزمههای مختلفی بالا گرفت که: حالا وقت نشستن نیست و باید هر کسی با هر اعتقادی به نماز جمعه برود و از آقای هاشمی بخواهد که حقایق را در مورد انتخابات ریاست جمهوری امسال بگوید.
بعضیها پیشبینی میکردند که با توجه به اینکه آقای هاشمی رفسنجانی یکی از کسانی بوده که محمود احمدینژاد در مناظرههای انتخاباتی، در مورد او به تندی صحبت کرده است، بعد از غیبت چهار هفتهای از نماز جمعه، امروز باید حرفهایش را بزند. این حرف زدن برای حامیان میرحسین موسوی معنای خاصی داشت؛ معنایی به منزلهی حمایت از میرحسین موسوی و جنبش مردمی.
امروز آقای هاشمی رفسنجانی، امام جمعهی موقت تهران، به همهی این اما و اگرها پاسخ داد. او گفت: «امیدوارم این خطبه سرآغاز یک دورهای بشود که این مشکل و بحران را رد کنیم… بالاخره اگر این رسانهها با معیارهای قانونی اجازه گرفتهاند، محدودشان نکنیم. در حد قانون. من عرض کردم، ملاک قانون است، چهارچوب قانون است. نه رسانهها انتظار داشته باشند، بیشتر از اجازهی قانونی عمل کنند، نه نظام از آنها توقع داشته باشد که حق قانونیشان را نادیده بگیرند.»
او در ادامه گفت: «همه با هم، بگذاریم یک فضای آرام آزاد انتقادی یا تاییدی به وجود بیاید. فکر میکنم اگر این فضا را مسئولان ما، نیروهای انتظامی ما، نیروهای نظامی ما، نیروهای امنیتی ما انجام بدهند. همهی ما در یک خانواده هستیم، همهی ما آسیب دیدهی در راه انقلاب هستیم. همه جزو کسانی هستیم که در این جهاد طولانی دفاع مقدس، سرمایهگذاری کردهایم…»
اما ماجرای رفتن به نماز جمعهی امروز تهران، چندان بیدردسر نبوده است. از هفتهی پیش در وبلاگها، فیسبوک و توییترهای خیلیها، ایدههای مختلفی برای نمایش اعتراض در مراسم مذهبی روز جمعه اعلام شده بود. از جمله، اینکه نشانههای سبز رنگ داشته باشیم یا شعارهایی هماهنگ سر بدهیم و اینکه چطور باید در صفهای نماز جمعه قرار بگیریم. مهدی کروبی و میرحسین موسوی هم اعلام کرده بودند که در نماز جمعهی امروز شرکت میکنند.
هاشمی در جای دیگری از خطبهاش گفت: «…ما باید آنها را کنار خودمان حفظ کنیم. باید آنها را پشتیبانمان داشته باشیم. باید همهی ما به آنها متکی باشیم. این یکپارچگی را اگر انشاالله بتوانیم، فراهم کنیم. من امیدوارم این خطبهی نماز جمعه، شروع تحولی در آینده باشد و بتوانیم از این مشکلی که میشود اسم بحران روی آن گذاشت (متأسفانه)، به خوبی عبور کنیم.»
اما کم نبودند کسانی که امروز به نماز جمعه راه داده نشدند. گفته میشود، امروز یکی از شلوغترین روزهای نماز جمعه در ایران بوده و هزاران نفر برای شرکت یا حضور در این مراسم آمده بودند. بسیاری از مردم که نتوانستند وارد محل برگزاری نماز جمعه، یعنی دانشگاه تهران در خیابان انقلاب بشوند، در جمعیتهای درهم فشردهی خیابانهای اطراف باقی ماندند.
شاهدان میگویند: چند صد نفری که در خیابان انقلاب، روبهروی دانشگاه تهران جمع شده بودند و علامت پیروزی به هم نشان میدادند، مدام «اللهاکبر» میگفتند. در خیابان قدس جمعیتی بود که «مرگ بر روسیه» میگفتند و «هاشمی، هاشمی، سکوت کنی خائنی».
درست قبل از شروع خطبههای آیتالله هاشمی رفسنجانی، نیروهای امنیتی و لباس شخصی، از بالای خیابان قدس، حمله کردند و بین صفوف نمازگزاران و تجمعکنندهها، گاز اشکآور زدند. شرح ماجرا را از زبان محمد، یک شاهد در محل نماز جمعه بشنویم:
«با همهی نیروها، نیروی انتظامی، بسیج، روحانیت و… صحبت کرد. حتا خواست امکان داده بشود که منتقدین بتوانند از طریق صدا و سیما صحبتهایشان را بکنند. باید اعتماد مردم را که از دست رفته، به دست بیاورند. هیچ راه دیگری ندارد. وگرنه نظام در خطر است و وضعیت به گونهای است که از نظر نیروهای خارجی ضعیف شده و پشتوانهی مردمی ندارد. هیچ نماز جمعهای اینگونه نبوده است. من در یکی از خیابانهای فرعی نزدیک دانشگاه بودم. به خاطر ازدحام جمعیت، جا نبود به خیابان دانشگاه بروم. همه هم با دستبند و نشانههای سبز آمده بودند.»
گفته میشود، از ابتدای خیابان وصال، تعدادی از طرفدارهای آقای احمدینژاد با پرچمهای ایران جمع شده بودند و شعار میدادند که حامیان آقای موسوی از شرق به آنان نزدیک شدند و وارد جمعیت آنها شدند. در تقاطع خیابان حجاب و بلوار کشاورز هم نیروهای ضد شورش سپاه، با لباسهای سیاه حضور داشتند.
مردم به جملههای کلیدی آیتالله هاشمی رفسنجانی واکنش نشان میدادند؛ دست میزدند و یا اللهاکبر میگفتند. مردم که تا قبل از شروع نماز، کنار پیادهرو نشسته و ایستاده بودند، خیلی آرام و ساکت، منتظر شروع خطبهها بودند. ولی متوجه شدند که از سمت دانشگاه به مردم فشار میآید و مشخص شد که شروع به زدن و پراکنده کردن مردم کردهاند.
پروین در مورد آنچه امروز در نماز جمعه دیده است، به رادیو زمانه میگوید: «خیلی خیلی جمعیت بود. شاید اندازهی همان تجمع روز میدان آزادی. از ساعت دوازده که جلوی دانشگاه را بستند. یعنی درهای خود دانشگاه را بستند و نمیگذاشتند کسی به آن سمت برود. کلی مأمور آنجا بود. مردم را متفرق کردند. جایی که مردم جمع بودند، مأمورین هم به بهانهی نماز، میان مردم بودند طوری حمله میکردند که ما خودمان مجبور شدیم به خیابانهای اطراف برویم. خیلی میزدند. خیلی میزدند و میگرفتند.»
او ادامه میدهد: «امروز مأموران از همهی گروههای سنی بودند، همهجور لباس پوشیده بودند و نمیشد تشخیص داد مأمور هستند. خودم دیدم که یکی از مأموران داخل تظاهر کنندهها آمد و از پشت دختری را بغل کرد، او را نگاه داشت تا مأمورینی که لباس کماندویی داشتند، بیایند و دستگیرش کنند. بعد از اینکه حمله کردند، گاز اشکآور زدند و ما به خیابانهای اطراف رفتیم، تازه خطبه شروع شده بود. یعنی قبل از خطبه هم شروع کرده بودند به بزن، بزن. بعد از آن هم که دیگر اوج گرفت.»
پروین در ادامه میگوید: «از خیابانهای اطراف خبر نداشتم، ولی الان که دارم در تلویزیون میبینم، جمعیت خیلی بیشتر از آن چه من دیدهام، بوده است. گاز اشکآور هم بهخصوص طرفهای میدان فلسطین، زیاد زده بودند. شعارها هم دربارهی هاشمی بود که اگر سکوت کنی، دیگر از مردم نیستی. اما بیشترین شعاری که من شنیدم، اللهاکبر بود.»
پروین ادامه میدهد: «چند نفر را هم دیدم که سبز پوشیده بودند و حتا عدهای از کسانی که از محل زندگیام با هم رفتیم، سبز پوشیده بودند. اما خیلیها ممکن است که سبز نپوشند، مثل خود من که این نشانه را دنبال میکنم و قبولش دارم، اما نه سبز تنم بود و نه در دست و بالم بود، اعتقادم بود. خیلیها آمده بودند که حرفشان را بزنند و بگویند: ما نمیخواهیم، اصلاً نمیخواهیم، از این حکومت راضی نیستیم، به هیچ عنوان!»
امروز آقای هاشمی رفسنجانی، امام جمعهی موقت تهران، به همهی این اما و اگرها پاسخ داد. او گفت: «امیدوارم این خطبه سرآغاز یک دورهای بشود که این مشکل و بحران را رد کنیم… بالاخره اگر این رسانهها با معیارهای قانونی اجازه گرفتهاند، محدودشان نکنیم. در حد قانون. من عرض کردم، ملاک قانون است، چهارچوب قانون است. نه رسانهها انتظار داشته باشند، بیشتر از اجازهی قانونی عمل کنند، نه نظام از آنها توقع داشته باشد که حق قانونیشان را نادیده بگیرند.»
او در ادامه گفت: «همه با هم، بگذاریم یک فضای آرام آزاد انتقادی یا تاییدی به وجود بیاید. فکر میکنم اگر این فضا را مسئولان ما، نیروهای انتظامی ما، نیروهای نظامی ما، نیروهای امنیتی ما انجام بدهند. همهی ما در یک خانواده هستیم، همهی ما آسیب دیدهی در راه انقلاب هستیم. همه جزو کسانی هستیم که در این جهاد طولانی دفاع مقدس، سرمایهگذاری کردهایم…»
اما ماجرای رفتن به نماز جمعهی امروز تهران، چندان بیدردسر نبوده است. از هفتهی پیش در وبلاگها، فیسبوک و توییترهای خیلیها، ایدههای مختلفی برای نمایش اعتراض در مراسم مذهبی روز جمعه اعلام شده بود. از جمله، اینکه نشانههای سبز رنگ داشته باشیم یا شعارهایی هماهنگ سر بدهیم و اینکه چطور باید در صفهای نماز جمعه قرار بگیریم. مهدی کروبی و میرحسین موسوی هم اعلام کرده بودند که در نماز جمعهی امروز شرکت میکنند.
هاشمی در جای دیگری از خطبهاش گفت: «…ما باید آنها را کنار خودمان حفظ کنیم. باید آنها را پشتیبانمان داشته باشیم. باید همهی ما به آنها متکی باشیم. این یکپارچگی را اگر انشاالله بتوانیم، فراهم کنیم. من امیدوارم این خطبهی نماز جمعه، شروع تحولی در آینده باشد و بتوانیم از این مشکلی که میشود اسم بحران روی آن گذاشت (متأسفانه)، به خوبی عبور کنیم.»
اما کم نبودند کسانی که امروز به نماز جمعه راه داده نشدند. گفته میشود، امروز یکی از شلوغترین روزهای نماز جمعه در ایران بوده و هزاران نفر برای شرکت یا حضور در این مراسم آمده بودند. بسیاری از مردم که نتوانستند وارد محل برگزاری نماز جمعه، یعنی دانشگاه تهران در خیابان انقلاب بشوند، در جمعیتهای درهم فشردهی خیابانهای اطراف باقی ماندند.
شاهدان میگویند: چند صد نفری که در خیابان انقلاب، روبهروی دانشگاه تهران جمع شده بودند و علامت پیروزی به هم نشان میدادند، مدام «اللهاکبر» میگفتند. در خیابان قدس جمعیتی بود که «مرگ بر روسیه» میگفتند و «هاشمی، هاشمی، سکوت کنی خائنی».
درست قبل از شروع خطبههای آیتالله هاشمی رفسنجانی، نیروهای امنیتی و لباس شخصی، از بالای خیابان قدس، حمله کردند و بین صفوف نمازگزاران و تجمعکنندهها، گاز اشکآور زدند. شرح ماجرا را از زبان محمد، یک شاهد در محل نماز جمعه بشنویم:
«با همهی نیروها، نیروی انتظامی، بسیج، روحانیت و… صحبت کرد. حتا خواست امکان داده بشود که منتقدین بتوانند از طریق صدا و سیما صحبتهایشان را بکنند. باید اعتماد مردم را که از دست رفته، به دست بیاورند. هیچ راه دیگری ندارد. وگرنه نظام در خطر است و وضعیت به گونهای است که از نظر نیروهای خارجی ضعیف شده و پشتوانهی مردمی ندارد. هیچ نماز جمعهای اینگونه نبوده است. من در یکی از خیابانهای فرعی نزدیک دانشگاه بودم. به خاطر ازدحام جمعیت، جا نبود به خیابان دانشگاه بروم. همه هم با دستبند و نشانههای سبز آمده بودند.»
گفته میشود، از ابتدای خیابان وصال، تعدادی از طرفدارهای آقای احمدینژاد با پرچمهای ایران جمع شده بودند و شعار میدادند که حامیان آقای موسوی از شرق به آنان نزدیک شدند و وارد جمعیت آنها شدند. در تقاطع خیابان حجاب و بلوار کشاورز هم نیروهای ضد شورش سپاه، با لباسهای سیاه حضور داشتند.
مردم به جملههای کلیدی آیتالله هاشمی رفسنجانی واکنش نشان میدادند؛ دست میزدند و یا اللهاکبر میگفتند. مردم که تا قبل از شروع نماز، کنار پیادهرو نشسته و ایستاده بودند، خیلی آرام و ساکت، منتظر شروع خطبهها بودند. ولی متوجه شدند که از سمت دانشگاه به مردم فشار میآید و مشخص شد که شروع به زدن و پراکنده کردن مردم کردهاند.
پروین در مورد آنچه امروز در نماز جمعه دیده است، به رادیو زمانه میگوید: «خیلی خیلی جمعیت بود. شاید اندازهی همان تجمع روز میدان آزادی. از ساعت دوازده که جلوی دانشگاه را بستند. یعنی درهای خود دانشگاه را بستند و نمیگذاشتند کسی به آن سمت برود. کلی مأمور آنجا بود. مردم را متفرق کردند. جایی که مردم جمع بودند، مأمورین هم به بهانهی نماز، میان مردم بودند طوری حمله میکردند که ما خودمان مجبور شدیم به خیابانهای اطراف برویم. خیلی میزدند. خیلی میزدند و میگرفتند.»
او ادامه میدهد: «امروز مأموران از همهی گروههای سنی بودند، همهجور لباس پوشیده بودند و نمیشد تشخیص داد مأمور هستند. خودم دیدم که یکی از مأموران داخل تظاهر کنندهها آمد و از پشت دختری را بغل کرد، او را نگاه داشت تا مأمورینی که لباس کماندویی داشتند، بیایند و دستگیرش کنند. بعد از اینکه حمله کردند، گاز اشکآور زدند و ما به خیابانهای اطراف رفتیم، تازه خطبه شروع شده بود. یعنی قبل از خطبه هم شروع کرده بودند به بزن، بزن. بعد از آن هم که دیگر اوج گرفت.»
پروین در ادامه میگوید: «از خیابانهای اطراف خبر نداشتم، ولی الان که دارم در تلویزیون میبینم، جمعیت خیلی بیشتر از آن چه من دیدهام، بوده است. گاز اشکآور هم بهخصوص طرفهای میدان فلسطین، زیاد زده بودند. شعارها هم دربارهی هاشمی بود که اگر سکوت کنی، دیگر از مردم نیستی. اما بیشترین شعاری که من شنیدم، اللهاکبر بود.»
پروین ادامه میدهد: «چند نفر را هم دیدم که سبز پوشیده بودند و حتا عدهای از کسانی که از محل زندگیام با هم رفتیم، سبز پوشیده بودند. اما خیلیها ممکن است که سبز نپوشند، مثل خود من که این نشانه را دنبال میکنم و قبولش دارم، اما نه سبز تنم بود و نه در دست و بالم بود، اعتقادم بود. خیلیها آمده بودند که حرفشان را بزنند و بگویند: ما نمیخواهیم، اصلاً نمیخواهیم، از این حکومت راضی نیستیم، به هیچ عنوان!»

0 نظرات:
» نظر شما؟